الشيخ المنتظري

219

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

اميرالمؤمنين عثمان است ، معلوم مىشود فقط براى عثمان بيشتر فرستاده بوده . حضرت در جواب اين منّتى كه سعيد بن عاص گذاشته فرموده اند : « اِنَّ بَنِى اُمَيَّةَ لَيُفَوِّقُونَنِى تُرَاثَ مُحَمَّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) تَفْوِيقاً » ( به تحقيق كه بنى اميّه از ميراث محمّد ( صلى الله عليه وآله و سلم ) اندكى به من مىدهد ، مانند آن شير اندكى كه به بچه شتر هنگام دوشيدن مادرش مىدهند . ) « تفويق » از مادّه « فَواق » به معناى مك مك شير دادن است در فاصله دوشيدنها . اين جمله در اين مورد يك مثل و يك تشبيه خيلى لطيفى است ; وقتى شتر را مىدوشيده اند چون شير در پستان براى بچّه خلق شده و شتر شير را در پستان براى بچّه خود نگه مىدارد ، صاحبان شتر بعد از هر مقدار كه مىدوشيده اند يك مك به بچّه شتر مىداده اند تا شتر شير را رها كند ، اصل شير مال بچّه شتر است ولى صاحبان شتر اصل را براى خود مىدوشيدند و گاهى بين دوشيدنها يك مك به بچّه شتر مىدادند . در اين جمله حضرت بيت المال را به شير شتر ، و خود را به بچّه شتر تشبيه فرموده و مىگويد : اين بيت المال مسلمانان است كه ميراث پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) است و بعد از او به من مىرسد و من صاحب آن هستم ، بنى اميّه خود را روى آن انداخته و گاهى يك مك به من مىدهد ، آن هم با آن منّتى كه بر من مىگذارد . جايگاه امويان در حكومت علوى « وَاللّهِ لَئِنْ بَقِيتُ لَهُمْ لاََنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَةَ » ( به خدا سوگند اگر بمانم و بر آنها مسلّط شوم آنان را به دور مىاندازم آن گونه كه گوشت فروش روده يا شكنبه خاك آلود را دور مىاندازد . ) « نفض » چند معنا دارد ، در اينجا به معناى دور انداختن است . « اللّحام » يعنى كسى كه خيلى با گوشت سر و كار دارد ، گوشت فروش و قصّاب . « وِذام » جمع « وَذْمَة » به معناى آشغالهاى گوشت ، روده و شكنبه و . . . مىباشد . « التّربة » به معناى